![]() |
![]() |
|
| پارس رایانه |
پیشرفت آسانسوریمفتخرم که بعد از دستیابی دشمنشکن دانشمندان جوان؟ ایرانی البته با لطف و عنایت همهی امدادهای الهی به چرخهی کامل تولید مثل هسته، و نیز مقاومت غرورآفرین مسئولان در مقابل تذکرهای بینالمللی که باعث شد اوضاع قاراشمیشه، رقاصه درویشه!!! به اطلاع دوستان و آشنایان مرحوم برسانم که از اظهارات ریاست جمهوری در جمع مردم ایالت باسک ببخشید یکی از همین ایالتهای خودمان، تعریف جدید و بکری از پیشرفت دریافت نمودم. تاکنون یعنی تا همین پیش از کشف این معنی بنده خیال مینمودم که پیشرفت از پله اول شروع میشود یعنی مانند نردبان که برای شروعش از پله اول باید قدم برداشت، با نظر به دیگر کشورهای اسمآ پیشرفته نیز به همین دریافت میرسیدم که آنها از صفر شروع کردند و به سمت ۱۰۰ گام برداشتند، آما، به زعم ریاست خیلی محترم و حتی محبوب ایران که در سخنرانی خود مرحمت نموده و مژده ای دل که ایران پیشرفتهای میآید به زودی که حاصل دسترنج لطف و عنایت حضرت مبارکش است، که به فارسی میشود در آیندهای نه چندان دور چنان پیشرفتی خواهیم کرد که نام ایران را میتوانید به عنوان کشور اول دنیا ببینید، و این بار به جای نیویورکتایمز باید بیتالمقدستایمز بخوانید! از آنجایی که این مطلب کمی که نه خیلی زیاد برای مغز خرد اینجانب ثقیل و برای معدهام غیرقابل هضم بود، چند روزی گذشت تا که فهمیدم Wow معنای تازهای از پیشرفت توسط زبان مبارک محمود جان بیان شده است که معادلات دانشمندان در این زمینه را به شدت تکذیب میکند همانگونه که هلوکاست و قدرتهای غربی تکذیب شدند! و این تعریف به این صورت است، مگر نه اینکه ما در پیشرفتهای قبلی از صفر شروع میکردیم، یعنی اول وضع اقتصادی را بهبود میدادیم در زمینههای پایین، آزادی بیان و فرهنگ اجتماعی را تصحیح میکردیم، از علم دیگران در زمینههای صنعتی، اقتصادی و هنری استفاده میکردیم تا که به شکوفایی برسیم و بعد به سمت نیازهای جدید بشریت میرفتیم؟؟؟ اما با رسیدن دستمان به انرژی هستهای که همانا از متعالیترین نیازهای بشریت و نشانه انتهای پیشرفت میباشد و قرار گرفتن ناممان در لیست اصلی باشگاه هستهیونایتد! این باور نازل شد که حال میتوانیم در مدت زمان کوتاهی بازگردیم و پیشنیازهای پیشرفت را پاس کنیم، همانند آسانسور!!! که میتوان از پشتبام شروعش کرد! و این به ثانیهای حل میشود،به زودی از علم دیگران در زمینههای مختلف مانند صنعت استفاده میکنیم و در آخر مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعیمان حل میشود، به این میگویند پیشرفت معکوس یا آسانسوری! نتیجهگیری: در این چندین سالی که مثل برق و باد گذر نمود ما در حال ساختن نقطهی انتهایی پیشرفت بودیم تا از آنجا به نقطهی شروع برگردیم! به همین خاطر بود که قیمتها گران بود، کار نبود، کشاورزی میلنگید، روزنامهها تعطیل میشد، آزادی بیان یخدی!، ماشینمان پیکان بود، هواپیماها سقوط میکرد، سینما و موسیقی درجا میزد و فرهنگمان در حد صفر بود، به زودی این مشکلات رفع میشود و نام ایران بر تارک؟ کائنات میدرخشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 اسفند1385ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط مکس |
|
|
ایرانی ها از روزگاران قدیم به فیلم و هنرهای نمایشی علاقه ی بسیار نشان می دادند. آنها به همین دلیل هنر تعزیه خوانی را به وجود آوردند (البته تعزیه برگرفته از علاقه ی شدید ایرانیان به "گریه" و "داغ تازه کردن " نیز بود !) و از قرار این تب شدید بین قشر جوان بسیار داغ تر می نمود ! بزرگان گفتند : یک طرح ضربتی بریزیم که این جوان ها را از کوچه و خیابان جمع کنیم......گفتند سینما و تئاتر می زنیم , اما با یک حساب سر انگشتی دیدند حتی اگر تعداد نمایش ها و فیلم ها را آنقدر زیاد کنیم که به ازای هر روز ماه , یک فیلم و یا نمایش داشته باشیم, این تنها 2 _ 3 ساعت از وقت آنها را پر می کرد....مابقی را چه کنیم ؟........خلاصه هی چه کنیم و چه نکنیم..تا اینکه یه ایده توپ به ذهنشون رسید : بله ....دانشگاه آزاد تاسیس می کنیم. یکی وسط شهر , یکی ته شهر, یکی بالای کوه, یکی زیر زمین ...که اصولا دانشجویانی که وارد دانشگاه آزاد می شدند بعد از فارغ التحصیلی صخره نوردی و حرکات رزمی و (بزمی بله تو این uni ها ماشاالله همه خودشون یه پا فیلم بودن از صبح یا teacher رو فیلم می کردن یا همدیگرو..... به خصوص اگه مختلط بود که دیگه خدای سوژه و خلاقیت بود , اصلا یکدفعه تمام استعدادهای کشف نشدشون کشف می شد !!!! یه جوری میشه که چه تو کلاس و چه بعد از کلاس هی از اون بالا کفتر میاد !! ....(جلل الخالق) و بعد از اون تعزیه خوانی (این هنر ملی) برای همیشه از ایران رفت و سینماها نیز کارشان کساد شد ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 3:47 بعد از ظهر توسط مکس |
|
|
به علت کمبود فضا از گذاشتن نظرات عاشقانه شدیدا پرهیز کنید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط مکس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پارس رایانه
PARS RAYANEH m_max62@yahoo.com Time will tell In the name of the Lord who will leave us alone maybe, maybe not خدایا به تو عشق می ورزم باشد تا روزی بیش از اینها بدانیم و بیش از اینها بنویسیم٬ و چیزهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن آنها٬ این احساس در ما بیدار شود٬ که انسان تر شده ایم. |
| آرشیو موضوعی |
|
مدیریت.اقتصاد و..... مدیریت اطلاعات فناوری اطلاعات فناوری اطلاعات حسابداری مهندسی اقتصاد عشقولانه کافی نت پارس کامپیوتر |
|
RSS
|