تبليغاتX
پارس رایانه
پارس رایانه
طرح عظيم جداسازي نر و ماده

اخيرا شنيده شد كه يك طرح كاملا كارشناسي و البته كاربردي، از سوي عده‌اي از مسئولين محترم كشور مطرح شده است. اين طرح بزرگ كه هم درباره مطرح كنندگان و نيز جزئيات آن اخبار ضد و نقيضي منتشر مي‌شود، طرح جداسازي دختران و پسران در دانشگاههاست كه واقعا در نوع خود يك شاهكار محسوب مي‌گردد. اينكه چگونه اين طرح به ذهن گويندگان آن رسيده است، خود جاي بسي تامل دارد. طرحي كه شايد اگر صد سال ديگر مي‌گذشت، به عقل جن هم نمي‌رسيد و اين خود نشان از ذكاوت و فراست بالاي مسئولين فرهنگي ما دارد، و اينكه چقدر به شرايط موجود احاطه داشته و آنرا درك مي‌كنند. شعفي كه پس از شنيدن اين خبر  نمي‌گنجد و مثنوي هفتاد من كاغذ است. بالاخره ما پس از نزديك به سه دهه كار طاقت فرساي فرهنگي و حركتهاي كارشناسي شده، توانستيم طرحي را پيشنهاد كنيم كه حلال مشكلات ديروز، امروز و فرداي ما باشد. خوب وقتي مي‌بينيم كه جوانان ما با اين همه كارهاي حساب شده كه بر اساس نياز مخاطب طراحي شده‌اند آدم بشو ... ببخشيد منظورم اين است كه هنوز ضعف دارند، مجبوريم كمي زور چاشني كار كنيم و به قول معروف «تا نباشد چوب تر...». در همين راستا و در يك طرح مشترك، ما (نشريه موازي) و بزرگترين دانشگاه خاورميانه، به طور همزمان اقدام به جداسازي دختران و پسران به ترتيب در وبلاگ، و دانشگاه تحت نظارت خود خواهيم نمود تا حمايت خود را از اين حركت اعلام كرده و در عمل نيز جزو اولين گروههايي باشيم كه اين طرح به نام آنان كليد خواهد خورد. از سوي ديگر بر و بچه‌هاي موازي پس از ساعتها جلسه و هماهنگ با مسئولين طراح اين حركت، طرحي را به جامعه بزرگ ما پيشنهاد مي‌كند: «طرح بزرگ جداسازي نر و ماده».
اين طرح كه هر گونه شباهت آن با طرح تردد خودروهاي با پلاك زوج و فرد تكذيب مي‌شود، مي‌تواند جامعه ما را از اين وضعيتي كه دچار آن هستيم رهايي بخشد و ما را به سر منزل مقصود رهنمون سازد. اين طرح عظيم كه علاوه بر انسانها، حيوانات و كليه جانداران موجود در جامعه ما را در بر مي‌گيرد، بر آن است تا با جداسازي دو جنسي كه اگر در كنار هم قرار بگيرند ممكن است كارهاي بد كنند، سطح جامعه را از لحاظ علمي و فرهنگي ارتقا دهد. در اين طرح روزهاي فرد، متعلق به موجودات ماده فخيمه جامعه و روزهاي زوج، مخصوص موجودات نر پيش‌بيني شده است. برخي مزايايي كه در سايه اين طرح عظيم، حاصل ساعتها مطالعه بنده و دوستان جوان تحريريه، پيش‌بيني مي‌شود در ذيل مي‌آيد:
1- خود بخود جوانان در صراط مستقيم قرار مي‌گيرند. چون ديگر بهانه‌اي براي كارهاي بد و نيز علافي و ولگردي وجود ندارد.
2- ساعت كار بسياري از ادارات و مراكزي كه بطور مختلط كار مي‌كنند به صورت قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد؛ چون اينطوري خيلي‌ها زودتر از محل كار خود دل مي‌كنند و در سايه اين كاهش زمان كار، بسياري از خانواده‌ها كه همسرانشان شاغل هستند، استحكام مي‌يابند چون مي‌توانند وقت بيشتري را براي خانواده خود صرف كنند.
3- سطح تحصيلي دانش‌آموزان و دانشجويان رشد قابل توجهي خواهد يافت؛ چرا كه اينطوري بچه‌ها سرشان بيشتر توي درسشان است تا توي چيزهاي ديگر! (استغفرالله)
4- جوانان كمتر هوايي مي‌شوند كه تا يكي را ديدند، بگويند من اين را مي‌خواهم و اين سن ازدواج را همانطور كه مدنظر خيلي‌هاست مدام بالاتر مي‌برد و از سوي ديگر آمار طلاق نيز با توجه به كاهش آمار ازدواج، خود بخود پايين مي‌آيد.
5- احتمالا مشكل حجاب نيز كه يكي از مهمترين موانع رشد و تعالي زن در جامعه ماست،‌ از ميان برداشته خواهد شد و آنها مي‌توانند هر طور كه مي‌خواهند در چهارديواري روزهاي فرد روز را به شب برسانند.
6- اين طرح عظيم در ريشه كن كردن همسايگان موذي (موش) نيز كمك شاياني خواهد كرد، زيرا زاد و ولد در ميان موشها به شدت كم مي‌‌شود و علاوه بر درمان اين معضل در پيشگيري از افزايش تعداد حيوانات ديگر نيز موثر خواهد بود.
.
.
.
ضمنا در اين طرح خورشيد خانم نيز مانند ساير جماعت محترمه نسوان، روزهاي فرد طلوع خواهد كرد.
از جمله معايب اين طرح مي‌توان به وارد شدن اتهام تكراري «امّليسم» در محافل جهاني به ما، شيوع افسردگي در ميان جوانان، و يكي دو مورد جزيي ديگر اشاره كرد كه در مقابل دهها فايده اين طرح عظيم به چشم نمي‌آيد.
به اطلاع كليه حمايت‌كنندگان از اين طرح مي‌رسانيم كه سند راهبردي طرح مزبور در دفتر تحريريه نشريه موازي موجود مي‌باشد؛ علاقمندان مي‌توانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با ما تماس حاصل نمايند.
به اميد روزي كه جامعه جهاني به فوايد اين طرح عظيم پي برده و به اين حركت بزرگ بپيوندد

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مکس | 
يادداشت‌هاي يك بچه مثبت

چه خوب شد كه رفتي ... از اولين روزي كه ديدمت فقط يك لبخند را به خاطر دارم . روز ثبت نام توي صف بودي . مغرور و خوددار . اما من از همان وقت شيطنت مي‌كردم و شنگول خيلي دخترهاي ديگر هم آنجا بودند ، اما فكر كنم از همان اول تو بودي و ديگران رهگذر بودند . به هر كدام يك چيزي مي‌گفتم اما چشمم پيش تو بود . نمي‌دانم فرمها را چطوري پر كردم و بعداً فهميدم كه در يكي از آنها نوشته‌ام كه كمك هزينه نمي‌خواهم ؟! بايد به انقلاب مي‌رفتم كه نرفتم . راننده با صداي آوازه‌خواني كه توي ضبط مي‌خواند سوت مي‌زد و من هم به طرز ابلهانه‌اي دلم را به شعرهاي صد تا يك غاز سپرده بودم تو آمده بودي و دلم به شدت مي‌زد . آن شب گذشت و دانشگاه و كلاس و ترم و واحد و استاد و اتاق 201 و 405 و 102 و كتابخانه و سلف و آزمايشگاه و هزار داستان ديگر . اينها همه به كنار و يك سلام و عليك معمولي و يك لبخند و يك شب نخوابي و با چشمان پف كرده سر كلاس صبح چرت زدن و تو آمده بودي و همه چيز رفته بود . سه ساعت با سشوار با موها ور رفتن و ده ساعت براي خريدن يك پيراهن بالا و پايين رفتن . و كل تهران را گشتن . سه ساعت زير باران قدم زدن و سرما خوردن و سينوزيت گرفتن و چهار ساعت با تو قدم زدن و از كار و زندگي ماندن . تو آمده بودي و زندگيم را به هم زده بودي و چه شيرين بود لحظه‌هايي كه همه چيز را يك طور ديگري مي‌ديدم و با يك لبخند تو يك هفته شاد بودم و بعد هم دلهره و دلپيچه و چهار ساعت به ديوار خيره شدن و آه كشيدن و غذا نخوردن و از همه‌ي اين كارها لذت بردن كه در ميان جمع بودن و نبودن ، عجب لذتي دارد عاشق شدن و صد كيلومتر خيابان‌ها را متر كردن و زمان را نفهميدن . گريه كردن و بي‌دليل خنديدن. چه خوب شد كه رفتي و چه خوب شد كه سه چهار ماه بيشتر طول نكشيد . كه حالا هيچ موسيقيِ سرهم‌بندي شده‌اي را گوش نمي‌كنم و از هيچ تصوير مهملي لذت نمي‌برم كه ديگر مثل مجسمه ده ساعت به ديوار خيره نمي‌شوم و شبها زود مي‌خوابم كه ده تا كتاب خوب خواندم و اگر اين كار آخري را تمام كنم به اندازه يك نمايشگاه كار دارم و زندگيم از اين رو به اون رو شده . نقاشي‌هايي كشيده‌ام كه خودم هم باورم نمي‌شوم . روياهايي كه حتي از تو با تو بودن هم شيرين‌تر و قشنگ‌ترند و همه‌ي اينها بعد از    آن ساعت‌هاي علافي عاشق بودن سپري شد اتفاق افتاد و چه خوب شد كه رفتي كه ديگر پا به پاي تو توي خيابان‌ها و توي كافي‌شاپ‌ها و پاي ويترين مغازه‌ رژه نمي‌روم كه هر حرفي را صد بار بزنم و از رنگ صندلي‌هاي ماشينتان بپرم به مهماني سال گذشته‌ي دختر عمه‌ام و همه اينها به خاطر لذت هم‌صحبتي با تو ... كه هي قهر و ناز و زنگ زد يا بزنم يا نزنم بهتر است و ده تا واحد بيفتم و تمام پولهايم را خرج قهوه و سان‌كيك و چايي‌گلاسه كنم و دلم خوش باشد كه عشق و عشق‌بازي ... اوليم مقاله را نوشته‌ام و كلي كار روي سرم ريخته و با استادها بحث فلسفي مي‌كنم و دو تا كتاب خوانده‌ام از وقتي كه تو رفتي و به جاي شعرهاي ارپيت وهي قلم را توي انگشت چرخاندن چهار تا داستان خوب نوشته‌ام و چه خوب شد كه رفتي كه نمره‌هايم از 17 پايين‌تر نمي‌آيند و همه يك جور ديگر نگاهم مي كنند . ته دلم يك غمي ‌دارم كه وقتي مي‌آيد و مي‌روم بيرون تنهاي تنها كلي لذت مي‌برم كه حتي لذتش از آن موقع كه با هم بوديم هم بيشتر است . پسرها و دخترها را مي‌بينم كه مي‌آيند و از كنارم رد مي‌شوند و مي‌روند . لابد مي‌گويي كه چه لذتي از دنيا مي‌برند راست مي‌گويي ديوانه و شيدا هستند مثل خودم تو آمده بودي و زندگيم را به هم زده بودي يك آدم بي‌مصرف و لاابالي شده بودم و فقط آينه و تو و خيابان و عشق و بي‌خيال همه چيزهاي ديگر تو آمده بودي و زندگيم را به هم ريخته بودي ... چه خوب شد كه رفتي

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط مکس | 
شتر سواری و دختربازی ، دولا دولا نمی‌شه

در  این هفته، می‌خواهم پرده‌ای از سوابق خودمان را برای خوانندگان عزیز، کنار بزنیم تا آنها متنبه و شاید منقلب بشوند و از این کارهای بدبد!  نکنند.
این خاطره‌ای که می‌خواهم برایتان تعریف کنم، مربوط می شود به حدودا ده سال قبل، کلاس دوم راهنمایی بودم و یک فقره بچه مثبت، کاری به کسی نداشتم و جز مدرسه و خونه، اهل هیچ برنامه‌ای نبودم و حتی توی خونه‌مان، ویدئو هم نداشتیم و کلا از محصولات فرهنگی نظام! استفاده می‌کردیم، همانجوری که می‌دونید در دوره ما، تازه تهاجم فرهنگی داشت جای خودشو توی دل و چشم و مغز مردم و جاهای دیگه! باز می‌کرد، و اوضاع به خفنی وضع فعلی نبود.

القصه... ما همینطور سرمان به کار و درس خودمان گرم بود تا اینکه هر روز مشاهده می‌کردیم این دوستان و همکلاسی‌هایمان، حرف و حدیث‌شان در مدرسه شده تعریف از دوست دختر و چگونگی موفقیت‌شان در امر خطیر مخ‌زنی، البته دوره ما به دلیل محرومیت تکنولوژیک، مخ‌زنی از روش‌های سنتی، همچون نوشتن نامه‌های عاشقانه درپیتی و البته تلفن، تشکیل می‌شد. اینقدر این دوستان ناباب در گوش ما خواندند، که ما در همان بچگی و کودکی به این نتیجه رسیدیم که با نداشتن گرل فرند، نصف عمرمان بر فنا است! لذا همان دوستان ناباب، ما را توجیه کردند و آموزش‌های لازم را دادند و ما را آلوده کردند، ما هم در یک حرکت شیطانی! به سراغ دفترچه تلفن همشیره رفتیم و با ده، بیست، سی چهل کردن، یک شماره را انتخاب کردیم و بهش زنگ زدیم! از هول شدن‌ها و سوتی‌های خودمان در این اولین و آخرین مخ‌زنی! به این سبک و سیاق هیچ نمی‌گوییم! تازه صحبت‌مان با آن ضعیفه گل انداخته بود که یهو سایه‌ای را پشت در اتاق دیدیم، تا خواستیم تحقیق و تفحص بیشتری در این خصوص بکنیم، صدای "شترق" برخاست و سوزش جالبی در پس کله مبارکمان حس کردیم و البته ماجرا به اینجا ختم نشد! و خانم والده ما بعد از تنبیه متجاوز! که ما باشیم، گوشی تلفن را برداشت و ضعیفه مبهوت مانده آن سوی خط را شدیدا مورد تفقد قرار داد. از آن پس ما دیگر دور این گونه امور را خط کشیده و آدم خوبی شدیم. واضح و مبرهن است که دختربازی و شترسواری دولا دولا امکان پذیر نبوده!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط مکس | 
چقدر مشتاق نديدنت هستم نازنينم

چقدر مشتاق نديدنت هستم نازنينم
تابستان رفت وگرمايش ماند و من دختر  سرماي زمستان؛ تاب نمي آورم گرماي تشويش را.
آدم برفي دلم, تحمل گرماي نيم بند محبت را ندارد. چرا پايه هايم را  سست مي كني نازنينم .خودت هم  مي داني  كه جلوتر نمي آمدم از ترس گرماي دستانت آن وقت كه صاف و كودكانه به دورم مي چرخيدي و مي خنديدي و  مي خنديدم و چشمان سنگي ام به دستانت بود  و ولع تجربه كردن گرمايشان  ديوانه ام مي كرد و مي خنديدي و مي چرخيدي و مي خنديدم و ايستاده بودم صاف سر جايم و نزديك تر شدي و گرمايت را حس  كردم و پايه هايم  سست شدند و ترسيدم از نابودي.
ديوانه شدم و دستانم را جمع كردم در آغوشم؛ شايد ضربان قلبم پنهان شود  و چشمان سنگي ام را ديگر نخنداندم و هويج زرد و بد رنگ دماغم را بالا گرفتم و رفتم و هميشه همينطور بوده .
از آدم برفي چه توقع داري وقتي مي داند كه نمي تواني  جاري اش كني. سست شدن پايه هايش كه نه پاهايش برايش و برايت چه سودي دارد ؟
انصاف نيست چپ و راست بگويي سنگ چشم سرد دل !
كجا مي تواني آدم برفي اي  كه مشتاق  تجربه گرما باشد پيدا كني ؟
كجا مي تواني آدم برفي اي  كه دارد سنگي بودن از چشم ها به لب ها  و دلش سرايت مي كند پيدا كني ؟
آدم برفي كه به جاري بودن مؤمن بود !
آخ نازنينم  به خداي برف ها قسم  كه ديگر به اي  نازنين هايم هم ايمان ندارم !
و نه به چشمانت
و نه به چشم هايم .
چشم هايي كه اگر  كسي را دوست تر مي داشتند كمتر ديده مي شدند و اكنون نه دوست داشتني در كار است و نه حيايي !
تابستان گذشت و من دختر زمستان و عاشق آغوش گرما هنوز ياد نگرفتم جاري شدن را و ديگر مانوس  روزهاي  ساكت و برفي اين پارك يخ زده دنيا شده ام .
پاركي كه سبزي ميله هاي آهنينش هم زير برف ها پنهان شده

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط مکس | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
پارس رایانه
PARS RAYANEH
m_max62@yahoo.com

Time will tell
In the name of the Lord who will leave us alone
maybe, maybe not

خدایا به تو عشق می ورزم
باشد تا روزی بیش از اینها بدانیم
و بیش از اینها بنویسیم٬
و چیزهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن آنها٬
این احساس در ما بیدار شود٬
که انسان تر شده ایم.


پیوندهای روزانه
گلووو
وبلاگ نازنین
وبلاگ نیلوووووووووفر
سپییده
وبلاگ ساقی
وبلاگ بهروزززز(روزنه)
وبلاگ یاسمنگولا خوابش میاد
وبلاگ پیموووون
وبلاگ قلیووووون(گروهی)
وبلاگ عشقولانه پوریا
وبلاگ آیدا و مارال
وبلاگ میثم 1
یه فلش جالب حتما ببینید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم شهریور 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
آرشیو موضوعی
مدیریت.اقتصاد و.....
مدیریت اطلاعات
فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات
حسابداری
مهندسی اقتصاد
عشقولانه
کافی نت پارس
کامپیوتر
پیوندها
مدیریت وبلاگ محمد
مدیریت (پارس رایانه)
ایمیل من
سایت مجله مدیریت
سایت اطلاعاتی
سایت آهنگهای جدید
سایت عبور از فیلتر
دانشنامه
سایت دانلود جدیدترین برنامه ها1
سایت دانلود جدیدترین برنامه ها2
سایت دانلود جدیدترین برنامه ها3
سایت دانشگاه آزاد واحد شیراز
سایت همه موضوع
سایت 118 کشور
سایت مقاله های جالب
مقالات مدیریتی بانک رفاه
سایت موزیک و رادیو فردا
سایت مقاله.رایانه.و...
سایت مرکز آمار ایران
آموزش HTML
گزیده مطالب وبلاگ ها
برنامه‌نويسي‌اينترنت
ترجمه آزاد تمامی متون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

d:/parisa.mp3


www.irLearn.com